تبلیغات
تلألو - رازهای شگفت‌انگیز «زنان خانه‌دار سرسخت»
تلألو
تلویزیون،سینما و كمی عشق

       

 

 

 

 

 

 

 

 

 

           

 

 

 

 

«زنان خانه‌دار سرسخت» شاید در نگاه اول، عنوان جذاب و مناسبی

 

برای یك سریال طولانی نباشد؛ مجموعه‌ای كه قرار است در چند

 

فصل و طی شش هفت سال متوالی برای خودش بیننده جمع كند،

 

اما این نام حالا كه از چند سال پیش بر پیشانی مجموعه تلویزیونی به

 

شدت خوش‌ساخت و در عین حال بی‌ادعایی نشسته، برای مخاطبانش

 

یادآور كلی خاطره و احساس فراموش نشدنی است. از مدتی قبل به

 

لطف دوست عزیزی فرصت تماشای این مجموعه آمریكایی برایم

 

فراهم شده و در این پنج فصل كه از سریال گذشته، هرگز از طراوت

 

آن چیزی كم نشده است و همچنان می‌توان از آن آموخت و لذت برد.

 

حال آن كه برخلاف توقعات بسیاری از سریال‌سازان وطنی، رمز توفیق

 

سریال مذكور نه در امكانات و بودجه‌های آنچنانی است و نه در

 

پرداخت دستمزدهای نجومی و كلان به بازیگران.

***

 

پس از تب فراگیر سریال آمریكایی «گمشده» (Lost) كه حدود دو

 

سال پیش در كشور ما آغاز شد، بینندگان ایرانی و چه بسا در سایر

 

نقاط جهان، به موازات صنعت عظیم سینمای هالیوود، با محصولات

 

تلویزیونی حیرت‌انگیزی نیز آشنا شدند. «Lost» در قاب كوچك

 

تلویزیون چنان چشمگیر از آب درآمد و مناسبات كاراكترها و خط

 

قصه فكورانه و پرتعلیقش آن قدر تاثیرگذار شد كه همچنان با پایان

 

تولید و پخش، در صدر فهرست محبوب‌ترین آثار تلویزیونی جا خوش

 

كرده است. با رواج «Lost» و سپس «فرار از زندان» و «24»، دست

 

كم در كشور ما سریال تلویزیونی حالا دیگر تعاریف تازه‌تری یافته

 

است. فارغ از این رده آثار كه اغلب پروداكشن‌های به شدت عظیم و

 

خارق‌العاده‌ای دارند و شاید برای تلویزیون ما چه در بخش خصوصی و

 

چه دولتی كمتر در دسترس به نظر برسند، اما مجموعه‌های دیگری

 

نیز با عمر تولید طولانی و هزینه‌های به مراتب پایین‌تری در آمریكا

 

مجال ساخت و عرضه پیدا می‌كند. سریال‌هایی كه در بخش‌های فنی

 

و هنری حكم یك كلاس درس تمام عیار را برای برنامه‌سازان داخلی

 

دارند؛ به ویژه برای آن گروهی كه مدام دم از كمبودها و نبودها

 

می‌زنند تا خلاء خلاقیت‌ و ایده‌پردازی‌ را بپوشانند!

 

***

 

زنان خانه‌دار سرسخت قصه چند زن متأهل و مجرد را به همراه

 

خانواده‌هایشان به تصویر می‌كشد و شاید پرزحمت‌ترین سكانس‌های

 

آن طی این چند فصلی كه دیده‌ام، یكی صحنه آتش‌سوزی منزل یكی

 

از كاراكترها بوده و دیگری هجوم گردباد و ویرانی چند خانه و ... .

 

بخش‌هایی كه با توجه به دكور بودن اغلب لوكیشن‌ها باز هم نمی‌توان

 

از آنها با واژه‌هایی چون «پر خرج» و «هزینه‌بر» یاد كرد.

 

ساخت افزون بر 160 اپیزود 45 دقیقه‌ای دوست داشتنی از سریالی

 

كه قرار است محور اصلی آن زندگی چند زن و اطرافیانشان باشد،

 

قطعاً با تجربه‌‌هایی كه در كشور خودمان داشته‌ایم (مثلاً «زیر آسمان

 

شهر» یا «خانه سبز» و ...) شاید در ذهن‌مان نگنجد! چرا كه اصولاً

 

دنباله‌سازی سریال‌ها در كشور ما هیچ‌گاه نتیجه خوبی نداشته یا به

 

عبارتی توفیق سری نخست را درك نكرده است.

 

زنان خانه‌دار سرسخت، منهای معدودی از رفتارها و شوخی‌های

 

ناهمخوان با فرهنگ و عرف ما، در هر قسمت دنیایی آمیخته با

 

بسیاری از خصوصیات لطیف یا خشن انسانی را در لفافه‌ای از

 

تكنیك‌‌های هوشمندانه درام پیش چشم قرار می‌‌دهد. جالب آن كه با

 

وجود محدود بودن كاراكترهای اصلی زن (پنج تا شش نفر)، سریال

 

آلوده به هیچ بیهوده گویی و رخوتی نمی‌شود.

 

«سوزان» در مركز توجه سازندگان، شخصیتی دمدمی‌مزاج و خرابكار

 

است كه با مردان سلوك خوبی ندارد و با تنها دخترش زندگی می‌كند.

 

این اخلاق او در كنار دستپخت وحشتناك، حرافی و بی‌عرضگی‌های

 

مداوم، زمینه‌ساز كلی اتفاق و موقعیت بامزه و غیرتكراری است. همراه

 

او كاراكترهای چندوجهی و جالب دیگری نیز وجود دارند: «گبریل»

 

زنی بی‌قید و ولنگار است كه زندگی‌اش در زیبایی، پول و تجمل

 

خلاصه شده، «بیری» زنی به معنی واقعی كدبانو، پروسواس و سختگیر

 

كه انضباط شدید او گاه موجب آزار خانواده‌اش می‌شود، «لینت» زنی

 

مادر چند پسر تخس و شرور با همسری سر به هوا كه زمانی به شغل

 

تبلیغات اشتغال داشته، «ادی» به نوعی فم فتال قصه است كه اغواگری‌هایش زنان همسایه را تا حد جنون عصبانی می‌كند و ... .

 

این كاراكترهای محوری در كنار اعضای خانواده و همسایگان و

 

آشنایان هر بار مخاطب خود را مهمان قصه‌ها و موقعیت‌های پر فراز و

 

نشیب و همدلی برانگیزی می‌كنند. شمای بیننده، با هر سطح سلیقه و

 

دوستدار هر ژانر و فضایی، امكان ندارد حداقل بخشی از مطلوب خود

 

را در این سریال نیابید! سازندگان «زنان خانه‌دار سرسخت» بدون

 

واهمه از رقبای پر طمطراق و گران خود در تلویزیون، بنای خود را بر

 

تعاملات و كنش و

 

واكنش‌های معمولی و گاه پیش پا افتاده زندگی نهاده‌اند. با این تفاوت

 

كه روایت‌های فرعی و اصلی و حوادث و ماجراها با زیركی و تعمق

 

پردازش شده‌اند و گاف‌های داستانی در آنها كاملاً كمیاب است! ضمن

 

اینكه به سختی می‌توان اشكالات كارگردانی و فنی در مجموعه پیدا

 

كرد و سهل‌انگاری‌ها از چند بار انعكاس تصاویر سازندگان روی

 

شیشه‌های لوكیشن‌ها فراتر نمی‌‌رود.

 

«زنان خانه‌دار سرسخت؛ اسرار، عاشقانه‌ها و جنایت‌‌ها، همه در یك

 

خیابان»- كه اشاره به محله ساكنان سریال یعنی «ویستریالین» دارد-

 

با مسماترین و جامع‌ترین شعار تبلیغاتی این سریال و مبین شالوده و

 

ساختار كلی آن است. ساختاری كه در كمال خونسردی و به فراخور

 

داستان حتی در بستری آرام و دوستانه، از شوك‌های هیجان‌برانگیز و

 

گاهی ترسناك و تكان‌دهنده نیز حذر نمی‌كند. در دل این قصه‌ها نیز

 

پیام‌های اخلاقی و انسانی با ظرافت گنجانده و مطرح می‌شوند كه

 

قطعاً هم اثرگذار خواهند بود.

 

با این وصف، بیراه نیست كه روزنامه تایمز چندی قبل در مطلب

 

جالبی این مجموعه تلویزیونی را در زمره 10 سریالی معرفی كرد كه

 

تمام انسان‌ها باید پیش از مرگ آن را ببینند.

 




برچسب ها: tv،
نوشته شده در تاریخ شنبه 8 آبان 1389 توسط هادی داداشی