تبلیغات
تلألو - درباره دو بازی و دو بازیگر سریال‌های مناسبتی امسال -بخش اول
تلألو
تلویزیون،سینما و كمی عشق

 

آقای خوب! آقای بد!

 

 

در میان سریال‌های مناسبتی ماه رمضان امسال تلویزیون با وجود همه

 

داشته‌ها و نداشته‌ها و حواشی مختلف‌شان، شاهد چند بازی

 

غافلگیركننده و حرفه‌‌‌ای بودیم. از امین تارخ گرفته كه بعد از

 

«اغما» (سیروس مقدم) امسال در «جراحت» هم با صلابت ظاهر شده

 

تا حسین محجوب كه چند سال پس از «صاحبدلان» (محمدحسین

 

لطیفی) همچنان پر انرژی در سریال حسن فتحی بازی می‌كند و خود

 

نقش است و از بین جوان‌ترها افسانه پاكرو كه با گذر از كلی كمدی

 

سطح پایین سینمایی در مجموعه «در مسیر زاینده‌رود» به پختگی و

 

بلوغ رسیده یا تا حدودی رضا داودنژاد كه كلافگی بامزه‌ای در «نون و

 

ریحون» دارد و مستأصل نشان می‌‌دهد.

 

ضمن اینكه نباید از بازگشت موفقیت‌آمیز پردیس افكاری با نقش

 

«صحبی» غافل شد و از مهارت او گفت در ایفای نقش یك عروس

 

اصفهانی زبان باز و آب زیركاه و نیز درخشش آتنه فقیه‌نصیری در

 

نقش انسی «جراحت» كه هر دو سال‌ها بود تقریباً محو شده بودند.

 

اما اینجا می‌خواهم درباره دو بازی فوق‌العاده‌تر بنویسم كه دنیای دو

 

سریال را به شدت لذتبخش كرده‌اند و جذبه لحظات حضورشان به

 

شدت بر این دو سریال تأثیر گذاشته است.

 

 

مهدی سلطانی؛ در مسیر زاینده‌رود

 

 

نزدیك به یك دهه قبل، كنار حیدر خوشمرام سریال «شب دهم» (با

 

بازی حسین یاری) با همه كری‌خوانی و منم زدن‌هایش، مرد جا

 

افتاده‌تری به نام یاور قرار داشت كه كاملاً مكمل این كاراكتر و

 

بازیگرش بود. حسن فتحی با انتخاب بازیگر ناشناسی به نام پرویز

 

فلاحی‌پور در قالب یك كلاه مخملی بامرام ثابت كرد همیشه این

 

بازیگران مطرح نیستند كه به نقش‌ها هویت و استقلال می‌‌بخشند.

 

فتحی این فرمول را سال گذشته روی معرفی هومن برق‌نورد در

 

«اشك‌ها و لبخند‌ها» هم تكرار كرد. حالا امسال یك چهره غریبه دیگر

 

توسط فتحی، در جدیدترین سریالش معرفی شده كه پیش از پخش،

 

كمتر بیننده‌ای گمان می‌‌كرد این ریسك‌پذیری دوباره مقبول بیفتد.

 

مهدی سلطانی به نقش حاج بهزاد (یا همان حج بهزاد!) چنان رنگ و

 

جلایی داده كه بی‌اغراق می‌توان نقش اول سریال را او دانست.

 

مجموعه‌ای كه پیش‌بینی می‌شد اشكان خطیبی در آن همه كاره باشد

 

و در ادامه با كمرنگ شدن حضور او، چشم‌ها به سوی یك جایگزین

 

درجه یك و همدلی برانگیز دو دو می‌زد، آرام آرام یك مرد میانسال

 

ناشناخته را به عنوان ستاره خود معرفی كرد و قبولاند.

 

حاج بهزاد مطابق سلیقه عامه، آدم مردم‌دار و خوبی است و این در

 

نظر اول می‌تواند برای یك كاراكتر در حكم سم عمل كند، اما علیرضا

 

نادری، فیلمنامه‌نویس، زرنگتر از این حرف‌هاست؛ او برای حاج بهزاد

 

عصبانیت قلدرمأبانه و مواضع تحكم‌برانگیز هم نوشته تا در مقابل

 

پیشنهاد وقاحت‌آمیز گركانی (هومن برق‌نورد) از كوره در برود و یا یك

 

ضربه او را نقش زمین كند. حاج بهزاد با همه پهلوانی‌اش، از چند

 

جوان مزدور، كتك سختی هم می‌خورد و به موقع برادر طماع

 

كوچكترش را نیز سر جایش می‌نشاند. خب، ما عادت كرده‌ایم آدم‌های

 

خوب را بیشتر در حال نصیحت و نیكوكاری ببینیم و همین شده كه

 

فیلم‌ها و سریال‌هایمان پر است از نقش‌های سفید یك بعدی و خنثی.

 

ما بازی دیگری از سلطانی ندیده‌ایم، اما هنر فتحی در بازی گرفتن،

 

بارها برایمان ثابت شده است. با این حال و جدا از بسترسازی‌های

 

فیلمنامه و كارگردانی، سلطانی «آنِ بازیگری» دارد. شاید در حالت

 

عادی، قبول مردی با چشم‌های فیروزه‌‌ای و موهای فرفری زرد به

 

عنوان قهرمان یك قصه سخت باشد! سلطانی می‌داند كی و چطور در

 

جواب سوال بی‌ربط یا گستاخانه طرف مقابل چشم نازك كند و ابرو

 

بالا بیندازد یا گوشه سبیل خودش را تاب دهد یا با روش خودش

 

جوری برادرزاده حاجی سماواتی را تهدید به آویزان كردن از نرده‌های

 

حجره‌اش كند تا او مقر بیاید و در عین حال اصلاً هم زورگو به نظر

 

نرسد!

 

می‌داند چطور یك كتی راه برود كه به وقتش معنی هیبت مردانه

 

داشته باشد و یا تداعی‌گر درماندگی و خستگی‌اش. شگفت آنكه او از

 

فضای تئاتر آمده، ولی امروز در تلویزیون، اصلاً بازی تئاتری ندارد و

 

این یعنی رسانه‌اش را هم درست می‌شناسد و آن را درك كرده است.

 

استانیسلاوسكی در كتاب «زندگی من در هنر» می‌گوید: «هنرپیشه

 

باید مفسر عالی‌ترین احساسات بشری و رهبر و مربی تماشاچی باشد.»

 

و سلطانی در یك كلام چه به این تعریف نزدیك است.

 

درام «در مسیر زاینده‌رود» چه در لحظه كتك‌خوردن او نفس‌گیر

 

می‌شود و چه در موج توطئه‌ها و زدوبندها، به حضور فیزیكی و معنوی

 

او برای تلطیف روابط نیازمند است. به ویژه آنكه سلطانی شیرازی

 

است، اما چنان لهجه‌ای دارد كه هنوز خیلی‌ها او را اصفهانی می‌دانند

 

و این یعنی فارغ از اعتراض‌های اصفهانی‌ها، او از پس این كار برآمده

 

است.

 

آرزو می‌رود هوای تازه‌ این بازیگر در جریان كارهای آتی‌اش هم ادامه

 

پیدا كند.

 

 

 




برچسب ها: tv،
نوشته شده در تاریخ شنبه 13 شهریور 1389 توسط هادی داداشی