تبلیغات
تلألو - درباره روند صعودی تولید سریال‌های درام و كاهش روزافزون مجموعه‌های كمدی (2)
تلألو
تلویزیون،سینما و كمی عشق

 

 

آرزوی شادی، برای روزهای «غم‌انگیز»

 

سال 87 است و سریال «بزنگاه» دارد در شب‌های ماه مبارک رمضان،

 

مخاطبان روزه‌دارش را در شبکه سه سرگرم می‌کند. رضا عطاران با

 

گروهش همزمان با پخش، ضبط هم دارند و شب و روز کار می‌کنند تا از

 

پخش عقب نمانند. خودش نقش یک معتاد را دارد و گهگاه شوخی‌های

 

منقلی هم در سریال مطرح می‌شود که تا حدی بدعت‌گذاری و

 

ساختارشکنی (نه لزوماً از نوع مثبت) محسوب می‌شود. مردم به هر حال

 

از کارهای عطاران لذت می‌برند، هر چند این بار به قوت و قوام

 

ساخته‌های قبلی‌اش نیست. رییس شورای نظارت بر صدا و سیما

 

بیانیه‌ای تهدید‌آمیز به دست تلویزیونی‌ها می‌دهد. مظفر خواستار قطع

 

پخش و توقیف این سریال است، ولی ضرغامی و پورمحمدی آنقدر

 

کجدار و مریز طی می‌کنند تا سریال بالاخره تمام می‌شود. گرچه به

 

قیمت دلخوری و کلافگی عطاران تمام می‌شود و او را هل می‌دهد به

 

سوی سینما!

 

 

زمستان سال 88 است. مجید صالحی با کلی ذوق و شوق، می‌خواهد

 

فیلمنامه خوش سروشکل علی مسعودی را برای پخش در نوروز از

 

شبکه دو بسازد. «برج سعادت» قرار است قصه چند جوان دانشجوی

 

شهرستانی را برای شب‌های عید روایت کند که درسشان را در تهران

 

تمام کرده‌اند و باید به شهرستان برگردند. آب و نان پایتخت، اما به

 

دهانشان مزه کرده و آنان به این راحتی قصد ندارند دست از سر تهران

 

بردارند. نتیجه این که برای ماندن به هر راهی متوسل می‌شوند. فقط

 

کافی است فرض کنید نقش یکی از دانشجویان مزبور را علی صادقی

 

بازی کند و مجید صالحی هم نقش یکی دیگر را! قبلاً از صالحی «سه در

 

چهار» را دیده‌ایم که علی معلم در جشن دنیای تصویرش برای

 

کارگردانی آن را مستحق دریافت جایزه دانست و به او تندیس حافظ

 

داد. مدیر شبکه دو تغییر کرده و مدیر جدید، آنقدر سنگ مقابل ساخت

 

آن می‌اندازد تا صالحی مثل یک بچه خوب از ساخت آن انصراف

 

می‌دهد و می‌آید به سمت سینما.

 

 

قضیه مهران مدیری و «قهوه تلخ» و انکار و اصرار مسؤولان تلویزیون

 

هم خود حدیث مفصلی است که در این مجمل نمی‌گنجد و او هم پناه

 

می‌برد به سوی شبکه ویدیویی. حل مسئله «حق با کیست؟» هم ظاهراً

 

چندان اهمیتی ندارد! هر یک از طرفین استدلال‌های خود را دارند.

 

 

                   گذری برماه‌های اخیر

 

از تابستان سال گذشته که «مسافران» (رامبد جوان) روی آنتن رفت و

 

طبق معمول، شبکه سه، جور کمبود طنز در سایر شبکه‌ها را بردوش

 

کشید تا حوالی پاییز، دیگر تلویزیونی‌ها تا پایان سال سریال طنزی

 

نداشتند. سریال «شمس‌العماره» (سامان مقدم) را هم فکر نمی‌کنم

 

بتوان به طور کامل در رده آثار طنز قرارداد تا در این فهرست جای

 

بگیرد. گذشت و گذشت تا رسید به نوروز 89؛ «زن بابا» (سعید

 

آقاخانی)، «چاردیواری» (سیروس الوند) و «دار و ندار» (مسعود

 

ده‌نمکی). خب اینها هم با تمام سروصداهایشان 13 شب بیشتر دوام

 

نیاوردند. فارغ از موشکافی اینکه تا چه حد رویکرد کمدی داشتند و

 

چقدر بینندگانشان را شاد کردند. مردم سیزده را بدر کردند، اما گویا

 

سیزده تلویزیون به خوبی در نشد و نحسی‌اش دامان سریال‌های طنز را

 

گرفت!

 

                                روزهای پیش‌رو....

 

بزودی سریال «زیر هشت» کار سیروس مقدم روی آنتن شبکه‌ یک

 

خواهد رفت و پخش درام «فاصله‌ها» ی حسین سهیلی‌زاده از شبکه‌ 

 

 سه نیز به تازگی آغاز شده است که نمی توان نشانی از خنده در این

 

دو سریال گرفت. به عکس، تا دلتان بخواهد، زنجموره و غم و غصه در

 

آنها فت و فراوان یافت می‌شود، با چاشنی دلهره و اضطراب. پس چه

 

خبر از شادی؟! فعلاً هیچ خبر!

 

 

مدیرشبکه سه، وعده سربسته‌ای درباره دست به قلم شدن پیمان

 

قاسمخانی برای شب‌های پاییز این شبکه داده که با توجه به اختلاف این

 

نویسنده با مدیری، قطعاً کارگردان یا خودش است یا کس دیگری.

 

اطلاعات بیشتری از این کار داده نشده تا بفهمیم دقیقاً با چه اثری رو به

 

رو خواهیم بود. شنیده می‌شود سعید آقاخانی هم برای زمستان شبکه

 

سه سریال طنز خواهد ساخت. کسی چه می‌داند!

 

                             

 

 

 

 




نوشته شده در تاریخ جمعه 11 تیر 1389 توسط هادی داداشی