تبلیغات
تلألو - مروری بر کارنامه سریال سازی تلویزیون در 9 ماهه نخست امسال (بخش نخست)
تلألو
تلویزیون،سینما و كمی عشق

 

     میان ماه من تا ماه گردون؛ رقابت نابرابر با ماهواره!

هادی داداشی

گفته می‌شود مسوولان تلویزیون بنا بر آنچه عدم توانایی رقابت با سریال های شبکه های ماهواره ای می‌خوانند، قصد دارند تا بنای کار خود را طی سال آینده تا رفع برخی موانع موجود، بر تولید مسابقات متنوع با ایده های تجربه نشده بگذارند. این توجه بر تهیه مسابقات تلویزیونی مفرح و سرگرم کننده حتی از سوی معاون سیما نیز در یکی از جلسات ماه های اخیر مدیران سیما مورد تأکید قرار گرفته است. با این وصف، مهمترین مسابقات تلویزیون نیز اغلب به اندازه سریال ها و آثار نمایشی توان کسب مخاطب ندارند و همچنان مجموعه های داستانی برای بینندگان نظر گیرتر جلوه می کنند. نکته ای که صحت آن را می توان به خوبی در استقبال وافر مردم از سریال های ترکیه ای «عشق ممنوع»، «روزگار تلخ»، «عمر گل لاله»، «ایزل»، «حریم سلطان»، «عشق و جزا»، «صحرا» و... جست و جو کرد. سریال هایی که به واسطه روایت عاشقانه خود و تکیه شان بر جذابیت های ممنوع و دور از دسترس در شبکه های داخلی، قرار داده اند. حال در این میان، امکان تماشای سریال های روز دنیا به ویژه آثار آمریکایی، کانادایی، استرالیایی، کره ای و... از طریق شبکه های زیرزمینی را نیز باید در نظر داشت که گستره انتخاب مخاطبان را به شدت وسیع می کند. در چنین شرایطی متأسفانه امسال روند سریال سازی در سیما چندان چشمگیر نبود و حتی در باکس های مهمی چون نوروز و ماه رمضان نیز کارنامه تلویزیون حتی در قیاس با سال های قبل نمره قابل قبولی دریافت نکرد. سیری که با توجه به مشکل حاد کمبود بودجه در تلویزیون، دست کم امیدی نیز برای بهتر شدن قریب الوقوع آن متصور نیست. مطلب حاضر مروری دارد بر سریال های 9 ماهه نخست امسال تلویزیون که هیچکدام در خوش بینانه ترین حالت نیز نتوانستند عنوان «پر مخاطب ترین» را به معنی واقعی کلمه از آن خود کنند. ناگفته نماند در یک شمای کلی از این آثار، تنها شبکه های یک و سه بودند که امسال تا حدودی موفق ظاهر شدند و گوی سبقت را از سایر شبکه ها ربودند.
شبکه یک؛ فراز و فرود
اگر چه پیش بینی می شد شبکه یک سیما نوروز 91 را با توجه به حضور گروه سازنده سریال‌های پربیننده خود، طوفانی آغاز کند، اما «چک برگشتی» به دلیل مقایسه ناگزیر با «تا ثریا» و «پایتخت» با وجود استقبال مردم، در رده پایین تری از حیث شاخصه های کیفی جای گرفت. مجموعه ای که در عین لحظات کمیک خود، اثری در راستای ارائه مفاهیم سیاسی تلقی شد که سعی دارد مردم را به حضور در انتخابات مجلس شورای اسلامی تشویق کند. همانطور که شبکه یک در شب برگزاری انتخابات در خرداد ماه نیز نسخه تله فیلم آن را روی آنتن برد. چک برگشتی اگر چه مخاطبان عدیده ای داشت، اما نه در کارنامه سیروس مقدم در مقام کارگردان و نه در میان آثار خوش ساخت شبکه یک، نمی تواند یک امتیاز کامل و دلچسب باشد. اما در هر حال دستمایه قرار گرفتن یک سوژه سیاسی برای سریالی طنز، ویژگی قابل اعتنای آن محسوب می شد. با این وجود این سریال در ضعف سه سریال نوروزی دیگر، به نوعی آبروی تلویزیون را خرید و در کنار بازی های طبق معمول حرفه ای چهره هایی چون امیر جعفری یا هومن برق نورد، جای پای بازیگری از اهالی تئاتر به نام هدایت هاشمی را نیز در مدیوم تلویزیون تا حدودی محکم کرد. پس از آن شبکه یک بلافاصله گرفتار «حیرانی» زوج سینمایی کیوان علیمحمدی و امید بنکدار شد. مجموعه ای که تلاش شده بود تا کاستی های روایی آن در لوای تکنیک های بصری محو شود، اما نتیجه نه باب طبع منتقدان از آب درآمد و نه مردم به آن روی خوشی نشان دادند. در صورتی که یکی از سازندگان آن در گفت وگویی عدم پذیرش این ساختار نامتعارف را با بدفهمی مخاطبان و سلیقه آبگوشتی آنان توجیه کرد تا شاید اندکی از بار انتقادات بکاهد! جالب آنکه تهیه کننده این سریال رضا جودی نیز در ادامه تولید سریال های شکست خورده و ضعیف، پس از حیرانی، سریال های «پشت کوه های بلند» (امرا... احمدجو) و «رویای گنجشک ها» (راما قویدل) را به ترتیب برای شبکه های سه و دو تهیه کرد که هردو آثاری نازل بودند. این در شرایطی بود که در همان مقطع پخش حیرانی و اوج گرفتن نقدها (اواسط اردیبهشت 91)، خبری مبنی بر تولید سریال الف «حال ما خوب است؟!»... باز هم توسط علیمحمدی و بنکدار منتشر شد! شبکه یک تا اواسط خرداد با بازپخش سریال های خارجی و... مدارا کرد تا از شانزدهم همین ماه سریال «راه طولانی» رضا کریمی را روانه آنتن کند. مجموعه ای که در ابتدا گمان می رفت ماه رمضان سال 90 پخش شود، اما این طور نشد و آخر بهار، زمانی که رقیب جدی ای را در کنار خود نمی دید، مجال نمایش پیدا کرد. راه طولانی هرچند به شدت متأثر از حضور رضا کیانیان بود، اما اشکالات مشهود و آماتوری قصه بلاتکلیف آن و پا در هوایی و سردگمی در انتخاب ژانر، آنرا از سطح یک سریال الف تنزل داد. اگرچه کنداکتور خلوت شبکه های سیما در آن برهه، معادلات را به نفع «راه طولانی» تغییر داده بود، ولی پس از فروکش کردن تب اولیه و خوابیدن گرد و خاک ها، ارزش کیفی واقعی این سریال به خوبی روشن شد. ضمن اینکه همزمان پخش آن با مسابقات فوتبال جام ملت های اروپا، توجه عموم را از ارزیابی کامل و سر فرصت سریال کریمی به مستطیل سبز معطوف کرد و به اصطلاح سپر بلای آن شد! وضعی که شبکه یک را ناگزیر کرد تا دوباره متوسل به فرد معتمد خود یعنی سیروس مقدم شود و «چاردیواری» را در نوبت عصر بازپخش کند و بلافاصله پس از آن نیز دست به تکرار «اغما» بزند!
با آغاز ماه رمضان، شبکه یک که تقریباً طی سال های اخیر همیشه در این باکس، دوشادوش شبکه سه به عنوان حریفی سختکوش ظاهر شده، با یک انتخاب اشتباه، شکستی پیش بینی شده را برای خود رقم زد. سریال کم رمق «راز پنهان» (فلورا سام) شاید اگر در زمانی دیگر به پخش می رسید، اینگونه در معرض داوری های خشن و تند قرار نمی گرفت، اما...! به هر روی این سریال نیز کفه سریال های شبکه یک را نه تنها سنگین نکرد که از وزن آن نیز کاست.
«بیدار باش» (احمد کاوری) دیگر مجموعه شبکه یک بود که به جای نوروز، از باکس پاییز سر درآورد. این کمدی جنگی جمع و جور اگر چه موقعیت های کمیک جالبی را در خود داشت، اما به دلیل نزدیکی پخش با اکران «ضد گلوله» (مصطفی کیایی) و تشابه نسبی قصه این دو، جدی گرفته نشد. به ویژه که بار اصلی طنز به عهده مجید صالحی گذاشته شده بود و این قضیه، به نوعی شلختگی در بیدار باش را دامن می زد. ضمن اینکه فیلمنامه نیز از شخصیت پردازی قرص و محکمی برخوردار نبود و در کل، منجر به خلق سریالی قابل استناد برای شبکه یک نشد. تعداد اندک قسمت های این سریال (14 قسمت) نیز در همین باره مزید بر علت شد تا از تأثیرات مثبت احتمالی آن بکاهد. پس از این سریال، باز هم سر و کله سیروس مقدم، یار غار شبکه یک از پشت «دیوار» پیدا شد تا با یک مجموعه پلیسی، جانی به رگ های آن تزریق کند. اما «دیوار» هم به رغم ضرباهنگ تند و حضور گرم مهدی سلطانی، نتوانست جایگاه شبکه یک را در عرصه سریال سازی برای تلویزیون ارتقا بخشد و یا حتی آن را تثبیت کند. البته دیوار نیز از حیث جذب مخاطب به توفیق رسید، ولی در کارنامه مقدم چندان ارج و قربی پیدا نکرد.
اگر بازپخش «خوش غیرت» (علی شاه حاتمی) و «خسته دلان» (سیروس الوند) یا سریال های خارجی کم جان را در نیمه نخست پاییز به شمار نیاوریم، «راستش را بگو»، ساخته پر حرف و حدیث محمدرضا آهنج را باید مهمترین اتفاق فصل جاری شبکه یک دانست. مجموعه ای که شاید بار عمده اتهامات و انتقادها از حیث مضمون شعاری اش به آن وارد شد، اما در نگاهی منصفانه تر، جدا از ساختار و انتخاب بازیگران، تم و محتوای سریال در عین شعاری بودن، به شدت متناسب با نیازهای امروز جامعه ما طراحی شده بود. تأکید بر صداقت و راستگویی در مناسبات اجتماعی و تأثیر آن بر افزایش آرامش روانی جامعه، یکی از مهمترین نیازهای محسوس جامعه امروز ما به ویژه در کلانشهر تهران است که در این سریال در بستر مترو نمود یافته بود. اما همین مترو در حکم تیغ دو دم عمل کرد و منجر به آن شد تا خیلی ها، چماق سفارشی بودن را بر سر سریال فرود بیاورند.
شبکه یک امسال هر چند سریال های پربیننده ای را تحویل داد، اما این استقبال اغلب محدود به مقطع پخش آن شد و در نقد و بررسی جامع تر، ستاره ای به این شبکه اضافه نکرد. شبکه ای که هنوز پس از حدود دو سال زیر سایه سریال خوش ساختی چون «پایتخت» و در نگاه کلان تر، سریال هایی دیگر چون «شب دهم»، «صاحبدلان»، «در مسیر زاینده رود»، «زیر تیغ»، «مختارنامه» و... قرار دارد و عیارش با سنگ آنها محک می خورد.
ادامه دارد...




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 آذر 1391 توسط هادی داداشی