تبلیغات
تلألو - مروری بر کارنامه سریال سازی تلویزیون در 9 ماهه نخست امسال (بخش دوم)
تلألو
تلویزیون،سینما و كمی عشق

           

                     شبكه دو؛ از خیال تا واقعیت!

هادی داداشی

روز گذشته در این مطلب به بررسی اجمالی سریال‌های امسال شبكه یك از نوروز تا امروز پرداختیم و امروز نیز مروری داریم بر سریال‌های شبكه دوم سیما در همین برهه زمانی.
شبكه دو؛ كلاه قرمزی و دیگر هیچ!
شبكه دوم سیما اگر چه مدتهاست عنوان شبكه كودك و نوجوان را یدك می‌كشد و تلاش شده برنامه‌های مقطع سنی مذكور در این شبكه تجمیع شود، اما به دلیل اهمیت فیلم و سریال در جذب مخاطبان میلیونی، همچنان در این زمینه فعالیت دارد. با این وجود غیر از مجموعه كلاه قرمزی طی سال جاری، شبكه دو در امر سریال سازی نتوانسته توقعات را برآورده كند. ضمن اینكه نباید محبوبیت كلاه قرمزی و علاقه وافر مردم برای تماشای آن را به پای سیاست‌های مدیران جدید این شبكه در راستای ساخت سریال نوشت، باید توجه داشت این مجموعه در چارچوب رایج مفهوم «سریال» نمی‌گنجد، اما جدا از این مخلوق دوست داشتنی ایرج طهماسب و حمید جبلی، شبكه دو سریال نوروز امسال خود را به یكی از چهره‌های قدیمی و مصر سینمای كودك، یعنی غلامرضا رمضانی سپرد.«سیر و سركه» قرار بود با استفاده از طنازی‌های نیشدار پری‌ امیرحمزه – كه همواره یادآور كاراكتر مادر اسد خمارلو در «آرایشگاه زیبا» است-، بینندگان را با ماجراجویی‌های شهری یك پیرزن بانشاط سرگرم كند. این سریال اما از مشكل همیشگی اغلب آثار نمایشی ما رنج می‌برد. فیلمنامه لخت سیر و سركه چنان روی قابلیت بازیگری امیرحمزه حساب باز كرده بود كه انگار او یك تنه می‌تواند دو هفته نوروز مردم را سرگرم كند. تلاش او برای سفر به خارج از كشور برای دیدار با فرزندش و مصایبی چون یادگیری زبان انگلیسی، اخذ روادید و... نیز به دلیل نبود یك خط داستانی محكم و عدم شركت بازیگران گرم و یا شناخته شده‌تر به عنوان نقش‌های مكمل، هیچ توفیری به حال آن نداشت. از سویی طنز مطلوب سازندگان نیز در سریال در نیامد تا به روال مألوف ناكامی‌های اخیر سریال‌های كمدی، از آن با نام یك اثر شیرین(؟!) یاد شود. حال آنكه شاید اگر همین مضمون دستمایه سریالی از مرضیه برومند قرار می‌گرفت، به جهت شناخت او از فضاهای خانوادگی اینچنینی، اثری به مراتب پذیرفتنی و به معنی واقعی شیرین تحویل داده می‌شد.
پس از ایام عید 91، اوضاع شبكه دو از این هم بدتر شد. انبوهی از سریال‌های تولید مراكز استان‌ها و نیز تكراری باكس شبكه دو را طی سه ماه و نیم تا رسیدن ماه رمضان اشغال كردند. از بازپخش مجموعه‌های «نشانی» (رامبد جوان)، «نامه‌های بالدار»( امیر فیضی)، «آینه‌های نشكن»(جواد اردكانی) و مجموعه اپیزودیك «یك لحظه دیرتر» و «شرلوك هلمز» گرفته تا تولیدات استانی چون «آرزوهای بزرگ»(فریدون كرمی) و «سایه‌های روشن»(مرتضی آتش زمزم). در این میان دو سریال آخر اگر چه گویا برای نخستین بار روی آنتن شبكه دو رفتند، اما به دلیل قسمت‌های محدود، چندان به چشم نیامدند. هرچند سریال آتش زمزم با وجود شش قسمتی بودن، به نسبت ساختار قابل قبولتری داشت و حضور هنرمندان لبنانی و لوكیشن‌های این كشور بر ویژگی‌های تصویری‌اش افزوده بود. تنها مجموعه مهم این شبكه چه در آن مقطع و چه امروز، انیمیشن نوگرای «شكرستان» است كه تا حدودی جبران سریال‌های كسالت بار و ضعیف آن را می‌كند.
اما در  این بین، شبكه دو گزینه‌ای كه پیش از آن پیش‌بینی می‌شد در ایام عید روی آنتن ببرد را هم در 15 قسمت پخش كرد. این سریال مسعود اطیابی هم با وجود بازیگر چهره‌ای چون اشكان خطیبی و نیز معرفی یكی از جوانان خلاق تئاتری، علی سرابی توفیقی پیدا نكرد. «سهمی برای دوست» به دلیل مشاركت سازمان بورس در تولید آن، بیشتر تبدیل به بستری برای پرداختن به تشویق مردم جهت خرید سهام شد. رابطه دو برادر داستان (با بازی خطیبی و سرابی) به مدد توانایی بازیگرانش دلنشین و دوست داشتنی از آب درآمد، اما این مجموعه هم به دلیل ناتوانی در روایت درست قصه، كاری از پیش نبرد. با فرارسیدن ماه رمضان، یكی از بزرگترین افتضاح‌های شبكه دو و تلویزیون شكل گرفت. «چمدان» به كارگردانی خسرو ملكان یكی از پر اشكال‌ترین آثار سیما در كمال تعجب با هدایت و حمایت معاونت سیما در كنداكتور با اهمیت ماه رمضان در حالی روی آنتن رفت كه كمترین میزان مخاطب را به خود جلب كرد. تا جایی كه پرت‌ترین زمان پخش در نیمه شب به آن رسید و جایی برای رقابت با سه سریال دیگر به دست نیاورد. كارگردانی، بازی‌ها، دیالوگ‌ها و تمام اجزای پدیدآورنده این سریال به جز نماهای عمومی شهر و چهره بازیگران در حدی بود كه گویی یكی از سریال‌های رده پایین دهه 60 در حال بازپخش است! بازخوانی بخش‌هایی از گفت‌وگوی كارگردان این سریال با «بانی فیلم» (8 مرداد 91) به شدت خواندنی است: «بداهه‌گویی بازیگران بسیار زیاد به این سریال كمك كرده! من سوژه را به دست بازیگرانم می‌دهم و می‌گویم برویم!»،«از زمان پخش سریال راضی نیستم، اما نكته‌ای در این میان وجود دارد. دیده‌اید یكی در كوچه و پس‌كوچه مغازه كبابی باز می‌كند و همه صف می‌كشند، چون غذایش خوب است! ما هم جایمان خوب نبود، اما فكر كنم جنسمان خوب بوده! واقعاً فكر نمی‌كردم این قدر بازخورد خوب، تماس و پیامك داشته باشم»، «كار كردن با تلویزیون برای من و تلویزیون سخت است، چون آنها می‌خواهند همه چیز را بدانند، اما من از جلوتر از صحنه خودم هم خبر ندارم كه چه خواهد شد! گاه برای آنها می‌نویسم، ولی سر صحنه چیز دیگری می‌گیرم!»
پس از ماه رمضان از اوایل شهریور، شبكه دو باز هم متوسل به تولیدات مراكز استانی شد و بازپخش «سایه سلطان»(مرتضی آتش زمزم) را آغاز كرد. مجموعه ای كه عیدامسال در شبكه شما روی آنتن رفته و به گفته روابط عمومی این شبكه« با استقبال بسیار خوب مخاطبان در سراسر كشور» نیز مواجه شد. این سریال 16 قسمتی یك طنز تاریخی تجربه نشده بود كه سه داستان را از گذشته، حال و آینده در راستای هم روایت می‌كرد. ضمن آنكه بهره گیری از لوكیشن‌‌های چشم‌نواز اصفهان، بازیگرانی از پایتخت و تلفیق آنان با هنر‌پیشگان اصفهانی، بودجه معقول و... جزو ویژگیهای این سریال بود، اما در هر حال مشكل اصلی آن فیلمنامه تو در تویی بود كه مخاطب عام را از پیگیری یك قصه سر راست عاجز می‌كرد. از سویی ورود و خروج‌های پی‌در‌پی و تقریباً بی‌قاعده در سه دوره زمانی، بدون در نظرگیری مدخلی مشخص برای جلوگیری از سردرگمی بیننده، توجه مخاطبان را از آن دور داشت. پس از این تا نیمه مهر، در سریال به احتمال زیادی تكراری انگلیسی«نابخشوده» در سه قسمت و «رازهای میدسامر» روی آنتن شبكه دو بودند. درام تابخشوده نامزد بفتای بهترین سریال بوده و4/7 از ستاره سایت سایتIMDB را گرفته و رازهای میدسامر نیز یك درام جنایی معمایی است كه در 81 اپیزود تولید شده و 8/7 از 10ستاره سایتIMDB را كسب كرده است.
«شمال شصت درجه»، «كمیسر شهر» و «كارآگاهان پزشكی قانونی» نیز دیگر سریال‌های خارجی بودند كه در باكس تكرار روی آنتن رفتند.اما اصولاً تجربه ثابت كرده تلویزیون در پخش سریالهای خارجی، بد سلیقگی خاصی به خرج می‌دهد و آنجا هم كه سریالی خوب مجال پخش می‌یابد، ممیزی‌های فراوان ظرافتها و جاذبه های آن را محو می كند. زمانی در همین شبكه دو سریال‌های انگلیسی فوق‌العاده«بله آقای وزیر»،« بله آقای نخست وزیر»، « خانه پوشالی» و... نمایش داده می‌شدند كه مایه حظ فراوان آن روز علاقه مندان حرفه‌ای بود و بهانه حسرت امروز هستند! شبكه دو از 15 مهر امسال پخش «رویای گنجشكها»(راما قویدل) را در 27 قسمت آغاز كرد. اثری شعاری، اغراق آمیز و خسته كننده كه مناظر بدیع شمال كشور هم نتوانست حتی كیفیت تصویرهای آنرا بالا ببرد، حالا داستان و بازیها، پیشكش! همانطور كه دیروز نوشتم، رضا جودی تهیه‌كننده این سریال در ادامه تولید سریالهای كم مخاطب، بعد از«حیرانی»، «پشت كوههای بلند» و« سی‌امین روز»، مجموعه «رویای گنجشكها» را تحویل شبكه دو داد تا معادله شرایط تقسیم و محول كردن كارها در بخشهایی از تلویزیون همچنان مبهم باقی بماند!
شاید مسؤولان شبكه دو هم در همان برهه به این مسئله واقف شدند كه تصمیم گرفتند سریال دیدنی«آرایشگاه زیبا»(مرضیه برومند) را برای چندمین بار در كنداكتور قرار دهند تا بلكه زهر«رویای گنجشكها»را بگیرند! اما این «جریان باز پخش» در شبكه دو – كه به دلیل بی‌پولی این روزهای سیما دامنگیر بیشتر شبكه‌ها شده- همزمان با پخش دوباره ملغمه بی سر و تهی چون«بایرام» (مسعود نوابی) به كلی مخدوش شد. بایرام می‌تواند در جایگاه یك درس عبرت و مصداق برای توهین به شعور و سلیقه مخاطب در سیما همیشه مد نظر مسؤولان این شبكه قرار گیرد تا بلكه از تكرار آن در آینده جلوگیری شود! طی آبان وآذرماه جاری نیز شبكه دو همه آنچه در چنته داشته، بازپخش سریال شكست خورده سال پیش«فرات»(مازیار میری) و«طفلان مسلم»(سید مجتبی یاسینی) بوده است. در كنار آن پخش چند قسمت از مجموعه اپیزودیك«یك لحظه دیرتر»- كه این شبكه از آنها با نام سری جدید نام برده-، دیگر اثر نمایشی آن بوده است. مجموعه‌ای سطحی و غیر جذاب كه گویا قرار است با سریال «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» شبكه تهران رقابت داشته باشد، اما در پایان باید اشاره كنم این شبكه به جز سیاست‌های نادرست و برنامه ریزی‌های سهل انگارانه در حوزه تولید فیلم و سریال ، باكس پخش و تبلیغات نامناسبی نیز برای برنامه‌های خود دارد كه كمترین رغبت را برای تماشا در بیننده ایجاد نمی‌كند.
ادامه دارد...

 

 




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 آذر 1391 توسط هادی داداشی